من و اکبر
در دایره عشق اگر باران بلا بارید، عاشق آن است که از دایره بیرون نرود
درباره وبلاگ

به نام خدا
این وبلاگ رو تقدیم میکنم اول به همسرم اکبر بعد به تمام عاشق ها. تا بدونن زندگی 3 ضلع داره و مهمترینش خداست.میگید نه پس بخونید سرگذشت من و اکبرم رو.
لینک دوستان
پيوندهای روزانه
برچسب‌ ها
امکانات وب







سلام دوستان من و همسرم سال 89 باهم آشنا شدیم . و شکر خدا مشکلاتمون خیلی زود از جلوی

پامون برداشته شد و ما سال 90 عقد و سال 91 ماه عسل  رفتیم حج.اوایل آشنایمون خیلی مشکل سر راهمون

بود.همسر بیکار بود و به نظر خودم اصلا با اکبر فعلی زمین تا آسمون اختلاف داشت.همش بهم میگفت " افراطی "

 - خدایش خودش الان از من افراطی تر هست .منظورم توی مسائل دینی است -

تا قبل خواستگاری منو یکبار بیشتر ندیده بود که اونم من اصلا نگاهش نکردم ، برای همین قیافه اش اصلا توی

ذهنم نموند.برای اینکه بره سرکار ازش خواستم شب احیا بره مسجد و نماز بخونه و ... چون  به مهربونی خدا

اعتماد کامل داشتم.قرار شد چند ماه منتظرش بمونم تا بره سرکار و گرنه من اگه خواستم مینونستم

ازدواج کنم...


برچسب‌ها: آموزش و پرورش, حج, اعتماد, خواستگاری, بیکاری
ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392 ] [ 11:17 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]
سلام محبوب من.خدای همیشه همراهم

تنهایی داره دیوونم میکنه.میرم پیش همسایه ها اما بدتر میشم . اونا سرخوشند ولی من نه.

وقتی پاییز1385 اومدم دزفول.شبهای بلند پاییز و زمستان و با تو و نوشتن برای تو حس نکردم.هرچند از الان تنهاتر بودم.

دیدی امشب چقدر تنها و غریب نشستم توی محوطه؟گریه کردم.دلت نسوخت؟

چرا حقم و نمیگیری.تا کی تنهایی؟

دلم گرفته.گریه سبکم نکرد.گفتم به رسم قدیم برات بنویسم.مثل قبلا که توی دفترم برات مینوشتم.

دلم میخادبا کسی حرف بزنم.قدم بزنم.بخندم.حتی گریه کنم.اما کسی نیست.

کاش لااقل داداشام پیشم بودند.نازم و میخریدن.نمیزاشتن غصه بخورم.اشکام و ابوذر پاک میکرد و اونا سه تا میخندوندنم.بابام دلداری بهم میداد و مامانم هم پام اشک میریخت.

الان تنهام .تو رو میخام که کنارمی اما نمیبینیم.نزار دیر بشه.منتظرتم

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 3:1 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]

 

صبر کن ای سهراب!
قایقت جا دارد؟
من هم از همهمه ی داغ زمین
بیزارم
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهراب دگرجنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من....

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 2:51 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]

خداوندا ...

خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قطار موهبتهایت
مرا تنها تو نگذاری
که من تنهاترین تنهام؛ انسانم

خدا گوید :

تو ای زیباتر از خورشید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
تو ای انســــان !
بدان همواره آغوش من باز است
شروع كن ...
یك قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من ...

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 2:31 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]
خب شکر خدا جام جهانی فوتبال و والیبال تموم . و متاسفانه ماه رمضان هم داره تموم میشه.شاید زندگی من و اکبر هم به روال عادیش برگرده.شبها تا اذان صبح بیدار بودیم و روزها تا بعد اذان ظهر خواب.

اصلا به هیچ کاری نمیرسیدیم.اما کم کم دارم سعی میکنم صبح تا ساعت 11 بیشتر نخوابم.من کلا آدم کمی خوابی هستم.همین چند شب پیش مهمان داشتیم و با توجه به اینکه شب قبلش احیا بود و من نخوابیدم و فرداش رفتیم خونه مادر شوهر ؛  اما اون شب با زن مهمانمون تا صبح حرف زدیم.یعنی 2 روز نخوابیدم.با این وجود کاملا سرحال و بشاش بودم.

قراره بعد ماه رمضان همسایه ام از اینجا اسباب کشی کنه.خیلی ناراحتم.از وقتی ازدواج کردم و با همسایه هام آشنا شدم احساس غربت نمیکردم اما اگه برن؟بازم تنهایی. از ناراحتی چند روزه بیرون نرفتم. با همسایه های طبقات پایین هم دوستم اما نه اونقدر که احساس تنهایی نکنم.

[ دوشنبه سی ام تیر 1393 ] [ 2:46 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]

اعمال مشترک شب‌هاى قدر که در هر سه شب (19، 21 و 23) انجام می‌گیرد

1ـ غسل شب قدر است. مرحوم «علاّمه مجلسى» گفته: بهتر است غسلِ شب‌هاى قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند که نماز مغرب را با غسل بخوانند.

2ـ دو رکعت نماز بخواند؛ که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره «قُل هُوَ اللّه» را تلاوت کند و بعد از پایان نماز، هفتاد مرتبه بگوید: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ أَتُوبُ اِلَیْهِ در روایتى از رسول خدا صلى الله علیه وآله آمده است: کسى که این عمل را بجا آورد، از جاى خویش بر نخیزد مگر این که خداوند متعال او و پدر و مادرش را بیامرزد و خداوند فرشتگان را مأمور مى‌کند تا سال آینده براى وى حسنات بنویسند....

3ـ امام باقر علیه‌السلام درباره عمل دیگر این شب فرمود: قرآن را بگشاید و در برابر خود قرار دهد و بگوید:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَ ما فیهِ، وَ فیهِ اسْمُکَ (الاعظَمُ) الاکبَرُ، وَ

(خدایا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده ات و آنچه در آن است که در آن است نام بزرگت و)

اَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ ما یُخافُ وَ یُرْجى، اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ

(نام‌هاى نیکویت و آنچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ.)

سپس حاجت خود را از خدا بخواهد.

4ـ مراسم قرآن به سر گرفتن است. به فرموده امام صادق علیه‌السلام: قرآن مجید را بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ، وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ، وَبِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِن مَدَحْتَهُ فیه

(خدایا به حق این قرآن و به حق آن کس که او را بدین قرآن فرستادى و هر مؤمنى که در آن مدحش کردى)

وَ بِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ، فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ.

(و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت آشناتر نیست.)

آنگاه ده مرتبه بگوید: بِکَ یا اللهُ و ده مرتبه بِمُحَمَّد (صلى الله علیه وآله) و ده مرتبه بعَلِىٍّ (علیه‌السلام) و ده مرتبه بِفاطِمَةَ (علیهاالسلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ (علیه‌السلام) و ده مرتبه بِالْحُسَیْنِ (علیه‌السلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَر (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّد (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِىٍّ (علیهماالسلام) و ده مرتبه بِالْحُجَّةِ (علیهالسلام)

در پایان هر حاجتى که دارد از خداوند طلب کند و در تمام این اذکار، نهایت حضور قلب و توجّه به درگاه خدا را حفظ کند.

نکته: بهتر است اگر مى‌خواهند توسّل گرفته، یا ذکر مصیبتى کنند قبل یا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نکنند.

5ـ زیارت امام حسین علیه‌السلام. به فرموده علاّمه مجلسى، زیارت امام حسین علیه‌السلام در هر یکى از این سه شب، مستحبّ مؤکّد است، و در روایتى آمده است که سبب آمرزش گناهان مى‌شود. و اگر دسترسى به زیارت از نزدیک نداشته باشد، از دور زیارت کند.

6ـ احیا داشتن شب‌هاى قدر است. یعنى این شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قرآن و جلسات سخنرانى دینى و پرسش و پاسخ‌هاى مذهبى و یا مطالعه کتاب هاى تفسیر و عقاید و مواعظ سپرى کند.

در روایتى از امام باقر علیه‌السلام آمده است: هر کس شب قدر را احیا دارد، گناهان او آمرزیده شود، هر چند زیاد باشد.

و بهتر است روز قبل مقدارى استراحت کند و غذا و نوشیدنى کمتر بخورد تا خواب بر او غلبه نکند و کسانى که توانایى بر احیا ندارند، بهتر است اوّل شب را استراحت کنند و سحرگاهان بیدار باشند و عبادت نمایند. (نه اینکه اول شب را بیدار باشند و وقت سحر تا اذان صبح بخوابند)

7ـ صد رکعت نماز بگزارد (هر دو رکعت به یک سلام مانند نماز صبح) که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که اگر توانایى داشته باشد، در هر رکعت بعد از حمد، ده مرتبه سوره قل هو اللّه احد را بخواند.

8ـ مرحوم «شیخ کفعمى» در «مصباح» نقل کرده است که امام زین العابدین علیه‌السلام این دعا را در شب‌هاى نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم در حالت ایستاده و نشسته و در رکوع و سجود مى‌خواندند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَیْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً، لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً،

(خدایا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زیانى براى خویش نیستم)

و لا اَصْرِفُ عَنْها سُوءاً، اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى، وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى

(و نتوانم از خویشتن پیش آمد ناگوارى را بازگردانم و این مطلبى است که من آن را بر خویش گواهى دهم و به ناتوانى خود و بی‌چارگیم)

وَ قِلَّةِ حیلَتى، فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى

(در برابرت اعتراف دارم پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد و وفا کن برایم بدانچه بر من)

وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما

(و همه مؤمنین و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در این شبو تمام کن بر من آنچه را)

اتَیْتَنى، فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکینُ الْمُسْتَکینُ، اَلضَّعیفُ الْفَقیرُ الْمَهینُ،

(به من دادى زیرا که من بنده بینواى مستمند ناتوان تهیدست خوار توام)

اَللّـهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِیاً لِذِکْرِکَ فیـما اَوْلَیْتَنى، وَلا لاِحْسانِکَ فیما

(خدایا مرا فراموشکار از یاد خویش در آنچه به من انعام فرمودى و از احسانت در آنچه به من)

اَعْطَیْتَنى، وَلا ایِساً مِنْ اِجابَتِکَ، وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى فى سَرّآءَ اَوْ ضَرّآءَ،

(عطا کردى قرار مده و قرارم مده ناامید از اجابت خویش و اگرچه دیرزمانى طول کشد چه در خوشى و چه در سختى)

اَوْ شِدَّة اَوْ رَخآء، اَوْ عافِیَة اَوْ بَلاء، اَوْ بُؤْس اَوْ نَعْمآءَ، اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعآءِ.

(در دشوارى یا در آسایش در تندرستى یا گرفتارى در تنگدستى یا در نعمت براستى تو شنواى دعایى.)

9ـ مرحوم «علاّمه مجلسى» مى‌فرماید: بهترین اعمال در این شب ها طلب آمرزش گناهان و دعا براى امور دنیوى و اخروى است، هم براى خود و هم براى پدر و مادر و خویشان و برادران مؤمن؛ چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهاى مختلف و صلوات بر محمّد و آلش، تا آن جا که مقدور است، انجام دهد.

10. در بعضى از روایات وارد شده است که دعاى «جوشن کبیر» را در این سه شب بخوانند.

11. در روایتى آمده است که شخصى خدمت رسول خدا صلى الله علیه وآله رسید و عرض کرد: اگر شب قدر را درک کردم، چه چیزى را از خداوند طلب کنم؟ فرمود: عافیت و سلامتى را بخواه.

اعمال مختص شب بیست و یکم

این شب، فضیلتش از شب نوزدهم بیشتر است.

در روایات درباره غسل و احیا و تلاش در عبادت در این شب و شب بیست و سوم تأکید شده و آمده است که شب قدر در میان یکى از این دو شب است. و در چند روایت وقتى که از معصوم علیه‌السلام خواستند تا معیّن کنند که شب قدر، در میان کدام یک از این دو شب است، معیّن نکردند، بلکه فرمودند: ما اَیْسَرَ لَیْلَتَیْنِ فیما تَطْلُبُ (احیاى هر دو شب براى آنچه مى‌خواهى مشکل نیست.)

1ـ دعایى است که در «مصباح المتهجّد» و «کافى» نقل شده است که در شب بیست و یکم خوانده مى‌شود:

یا مُولِجَ اللَّیْلِ فِى النَّهارِ، وَمُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّیْلِ، وَمُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ

(اى فروبرنده شب در روز و اى فروبرنده روزدر شب و اى بیرون آورنده زنده از)

الْمَیِّتِ، وَمُخْرِجَ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَىِّ، یا رازِقَ مَنْ یَشآءُ بِغَیْرِ حِساب، یا اَللهُ

(مرده و بیرون آورنده مرده از زنده‌اى روزى دهنده هرکه را خواهى بى حساب اى خدا،)

یا رَحْمـنُ، یا اَللهُ یا رَحیمُ، یا اَللهُ یا اَللهُ یا اَللهُ، لَکَ الاسْمآءُ الْحُسْنى،

(اى بخشاینده، اى خدا اى مهربان اى خدا اى خدا... از آن توست نامهاى نیکو)

وَالاْمْثالُ الْعُلْیا، وَالْکِبْرِیآءُ وَالاْلاءُ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ

(و نمونه‌هاى والا و بزرگى و نعمتها از تو خواهم درود فرستى بر محمّد و آل)

مُحَمَّد، وَ اَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّیْلَةِ فِى السُّعَدآءِ، وَ رُوحى مَعَ

(محمّد و نام مرا در این شب در زمره سعادتمندان قرار دهى و روحم را با)

الشُّهَدآءِ، وَاِحْسانى فى عِلِّیّینَ، وَاِسآئَتى مَغْفُورَةً، وَاَنْ تَهَبَ لى یَقیناً

(شهدا مقرون سازى و احسان و نیکوکاریم را در بلندترین درجه بهشت و گناهانم را آمرزیده کنى و به من یقینى عطا کنى که)

تُباشِرُ بِهِ قَلْبى، وَاِیماناً یُذْهِبُ الشَّکَّ عَنّى، وَتُرْضِیَنى بِما قَسَمْتَ لى،

(همیشه با دلم همراه باشد و ایمانى به من بدهى که شک و تردید را از من دور سازد و بدانچه روزیم کرده‌اى خشنودم سازى)

وَ آتِنا فِى الدُّنْیا حَسَنَةً، وَ فِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً، وَ قِنا عَذابَ النّارِ الْحَریقِ،

(و بدهى به من در دنیا نعمت نیک و در آخرت نعمت نیک و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان)

وَ ارْزُقْنى فیها ذِکْرَکَ وَ شُکْرَکَ، وَ الرَّغْبَةَ اِلَیْکَ وَ الاْنابَةَ، وَ التَّوْفیقَ لِما

(و روزیم کنى در این شب ذکر خود و سپاسگزاریت و اشتیاق و بازگشت بسویت و توفیق براى انجام آنچه را)

وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

(موفق داشتى بدان محمّدو آل محمّد را که بر او و بر ایشان سلام باد.)

2ـ مرحوم «شیخ کفعمى» از «سیّد بن باقى» نقل کرده است که در شب بیست و یکم مى‌خوانى:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد، وَاقْسِمْ لى حِلْماً یَسُدُّ عَنّى بابَ

(خدایا درود فرست برمحمّد و آل محمّد و چنان بردباریى بهره‌ام کن که ببندد بر من دَرِ)

الْجَهْلِ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَة، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ کُلِّ

(نادانى را و هدایتى به من ده که بر من منّت نهد از رهانیدن از هر گمراهى و بى نیازیى به من بده که درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد)

فَقْر، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنّى کُلَّ ضَعْف، وَعِزّاً تُکْرِمُنى بِهِ عَنْ کُلِّ ذِلَّة، وَرِفْعَةً

(و نیرویى به من ده که هرگونه سستى را از من باز گرداند و عزتى که از هر خوارى مرا گرامى دارى و رفعت مقامى)

تَرْفَعُنى بِها عَنْ کُلِّ ضَعَة، وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى کُلَّ خَوْف، وَعافِیَةً تَسْتُرُنى

(که بدان وسیله مرا از هر پستى بلند کنى و امنیّتى که بوسیله آن هر ترسى را از من دور کنى و تندرستى که بدان وسیله)

بِها مِنْ کُلِّ بَلاء، وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ کُلَّ یَقین، وَیَقیناً تُذْهِبُ بِهِ عَنّى کُلَّ

(مرا از هر بلایى بپوشانى و دانشى که به آن هر یقینى را بر من مفتوح گردانى و یقینى که بدان وسیله هر)

شَکٍّ، وَدُعآءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاجابَةَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفى هذِهِ السّاعَةِ

(شک و تردیدى را از من دور سازى و دعایى که اجابتش را بر من بگسترانى در همین امشب و در همین ساعت)

السّاعَةِ السّاعَةِ یا کَریمُ، وَ خَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ کُلَّ رَحْمَة، وَعِصْمَةً تَحُولُ

(اى بزرگوار و ترسى به من بده که هر رحمتى را بدان وسیله بر من بگسترانى و مرا چنان خودنگهدار کن که همان)

بِها بَیْنى وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ، حَتّى اُفْلِحَ بِها بَیْنَ الْمَعْصُومینَ عِنْدَکَ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

(حالت میان من و گناهان حائل شود و بدان وسیله در پیشگاه معصومین (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم به رحمتت اى مهربانترین مهربانان.)

3ـ به فرموده «شیخ مفید»، در این شب صلوات بسیار فرستد و بر ظالمان و غاصبان حقوق آل محمّد صلى الله علیه وآله و همچنین بر قاتل امیرمؤمنان علیه‌السلام بسیار لعن فرستد و براى خویش و پدر و مادرش و سایر مؤمنان دعا کند.

4ـ دعا براى وجود مبارک امام زمان علیه‌السلام و فرج آن حضرت، یکى دیگر از اعمال این شب است.

در روایتى که «سیّد بن طاووس» از حمّاد بن عثمان نقل کرده مى‌خوانیم: در شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان به محضر امام صادق علیه‌السلام شرفیاب شدم، امام از من پرسید که آیا غسل کرده‌اى؟ گفتم: آرى، امام حصیرى طلبید و مرا نیز به کنارش فرا خواند.

آن حضرت، مشغول نماز شد و من نیز نزدیک آن حضرت نماز مى‌خواندم. وقتى که از نمازها فارغ شدیم، آن حضرت دعا کرد و من آمین گفتم، و این کار ادامه داشت تا صبح طلوع کرد.

امام اذان و اقامه گفتند و برخى از خدمتکاران را فرا خواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت بجا آوردیم.

امام صادق علیه‌السلام بعد از نماز، به تسبیح و تقدیس پروردگار پرداخت و بر پیامبر صلى الله علیه وآلهدرود فرستاد و براى مؤمنان دعا کرد. آنگاه به سجده رفت و ساعتى در سجده بود، و در آن مدّت جز صداى نَفَس حضرت چیزى را نمى‌شنیدم، سپس دعایى خواند از جمله در دعایش عرض کرد:

وَ أسْألُکَ بِجَمیعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ مِنْ عَظیمِ جَلالِکَ، ما لَوْ

(از تو تقاضا مى‌کنم به جمیع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم، از عظیم جلال تو که اگر)

عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَیْتِهِ، وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ

(مى‌دانستم تو را با آن خواندم. از تو مى‌خواهم بر محمد و اهل بیتش درود بفرستى و اجازه فرج)

مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِیائِکَ وَ أَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَ بِهِ تُبیدُ الظّالِمینَ

(و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشایشى در کار اولیاى تو و برگزیدگان از خلقت ظاهر مى‌شود و به وسیله او ظالمان را نابود)

وَ تُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ.

(و هلاک مى‌سازى. اى پروردگار عالمیان، در ظهورش تعجیل فرما.)

پس از آن که امام سر از سجده برداشت، عرض کردم: جانم به فدایت! شما براى فرج کسى دعا کردید که با فرج او گشایشى در کار دوستان و اولیاى الهى حاصل خواهد شد. مگر آن کس شما نیستید؟

امام فرمود: نه! او قائم آل محمّد است!

آنگاه امام صادق علیه‌السلام نشانه‌هاى ظهورش را بیان کرد و در ادامه فرمود: «شب و روز، منتظر ظهور مولایت باش! زیرا خداوند هر روز در شأن و کارى است، و انجام کارى او را از کار دیگر باز نمى‌دارد». (وَ تَوَقَّعْ اَمْرَ صَاحِبِکَ لَیْلَکَ وَ نَهارَکَ، فاِنَّ اللهَ کُلُّ یَوْم هُوَ فی شَأن، لا یَشْغَلُهُ شأنٌ عَنْ شَأن).

نکته: از شب بیست و یکم، دهه آخر ماه رمضان شروع مى‌شود که بسیار پر ارزش و مغتنم است. در هر شب از شب‌هاى این دهه، غسل مستحب است و روایت شده است که رسول خدا صلى الله علیه وآله در هر شب از شب‌هاى دهه آخر ماه رمضان غسل مى‌کرد.

همچنین اعتکاف در مساجد در این دهه مستحب است و فضیلت فراوان دارد و در روایتى از رسول خدا صلى الله علیه وآله اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.

رسول خدا صلى الله علیه وآله در دهه آخرماه رمضان در مسجد معتکف مى‌شد. بسترش را جمع مى کرد و آماده و مهیّا و با نشاط به شب زنده‌دارى و عبادت مى‌پرداخت.

از همه مؤمنان گرانقدر التماس دعا داریم.

[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 1:28 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]
دوستای عزیز فعلا نت قطع شد تا اطلاع ثانوی. دیگه باید برم پیاده روی.

غزل عزیز مرسی بهم سر زدی.زودی برمیگردم

[ چهارشنبه چهارم تیر 1393 ] [ 2:45 بعد از ظهر ] [ مرضیه ]
به سلامتی و میمنت منم به جمع بزرگ  بیماران سنگ کلیه فامیل مادریم اضافه شدم

ملت پول و کارخونه  ارث میزارن برای بچه هاشون فامیل مادری ما سنگ کلیه ارث گذاشته.

دکتر گفت سابقه خانوادگی نداری؟ گفتم تمام دایی ها و خاله ها و بچه هاشون سنگ و شن کلیه دارند.

عجیب اینجاست کلیه سمت چپ تیر میکشه و درد داره ولی سنگ در کلیه سمت راسته!!

گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. این و دیگه کجای دلم بزارم .

[ چهارشنبه چهارم تیر 1393 ] [ 2:37 بعد از ظهر ] [ مرضیه ]
سلام

چند روزی رو با مامان و بابام رفتیم تهران تا اونجا مامانم کار مداوای دستش و انجام بده.دکترهای خوزستان که نسخه های عجیب و غریبشون باعث بدتر شدن و از کار افتادن کامل دست مامانم شد.شنبه ساعت 13 سوار قطار شدیم و یکشنبه ساعت 4 صبح رسیدیم تهران.تمام طول مسیر مجبور شدم به بعضی ها تذکر بدم سیگار نکشن.دلم خیلی سوخت وقتی دیدم اینقدر جوان سیگار میکشن.حتی بعضیهاشون زیر 18سال بودند.ساعت8 صبح رفتیم بیمارستان و مامانم و برای عمل جراحی بستری کردند.خیلی خسته بودم.کلی گشتم تا توی پارک شهر تونستم نماز ظهر و بخونم.عصر با داداشم کمی توی بازار گشتیم .شاید تنها اتفاق خوب این سفر دیدن غزاله خانم - دوست عزیزم - و مادر دلسوز و مهربونش در روز دوم  بود.هرچند بخاطر شرایط کمی آشفته بودم اما واقعا از دیدنشون خیلی خوشحال شدم.مادر و دختری که بیشتر شبیه دو دوست بودند.مهربون و مهمان نواز.ساعتی و کنارشون به خوشی سپری کردم که هیچوقت فراموش نمیشه - آقا حامد برای انتخابتون،بهتون تبریک میگم.همون روز مامانم عمل شد و عصر هم شکرخدا مرخص شد.هرچند داداشم و بابام پیشم بودن ولی بدون مامانم خیلی غمگین بودم.تماس های اکبر کمی آرومم میکرد.شب هم به اصرار پسر عموم شام و رفتیم خونشون و شب و اونجا سپری کردیم.فردا ساعت 10 هم سوار قطار شدیم و برگشتیم اندیمشک. 17 ساعت نشستن در قطار و تحمل بوی سیگار و ورم کردن کم کم پاهام  کلافم کرده بود.شب ساعت 2 رسیدیم اندیمشک. اکبر اومد راه آهن و ما رو به خونه آورد. فردا عصر همگی رفتیم گتوند خونه بابام.دو روز هم اونجا بودم تا از بهبود حال مامانم مطمئن بشم.جمعه عصر برگشتیم اندیمشک.الان دو روزه هنوز خستگی توی تنمه.غزاله جان بابت همه چیز ممنون عزیزم.

 

[ یکشنبه یکم تیر 1393 ] [ 2:38 قبل از ظهر ] [ مرضیه ]

میون صد هزار تا حرف تو میلیون ها گلا واضح

تمومش گشتم و گشتم نبود در حد و اندازه

نبود حرفی بتونم باش بگم حسی رو که میخوام
به جز یک واژه ی ساده ساده که پر کرده همه دنیام

عاشقتم عاشقتم مثل عطر دعا مقل رنگ خدا
مثه من که نفس به نفس با توام همه جا


برای گفتن حسم هنوز یک واژه کم دارم
که تو شعرام به جای اون همیشه نقطه میزارم

منی که با همین احساس یه عمره زندگی کردم
نه میتونم نه میدونم که به چشمات بفهمونم

اکبر جان سومین سالگرد عقدمون و تبریک میگم.

یادش بخیر چقدر هوا گرم بود.اومدی آرایشگاه دنبالم و باهم رفتیم محضر امامی - دزفول - و در حضور فامیل مادریم و فامیل تو  و اشکای مامانم عقد ساده اما عاشقانه ایی بستیم. و برای اولین بار دست همدیگر رو گرفتیم از سالن بیرون زدیم.انگار دیروز بود.تمام تلاشم و برای خوشبختیمون میکنم. و دوستت دارم عزیزم.

حالا که دارم این و مینویسم طبق معمول همیشه در چرت بعدازظهری بسر میبری.

[ یکشنبه هجدهم خرداد 1393 ] [ 5:3 بعد از ظهر ] [ مرضیه ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.