بازگشت زبل خان
سلام من اومدم!!!
شهر و چراغون بکنید ...
سه روزی رفتم دیدن خانواده ام. بابام چربی خونش زده بالا. مامانم و داداشم و زنش و یسنا - دخترش - سر ماخوردن. و عجیب تر اینکه داداش کوچیکم که همه سال سرماخورده بود این دفعه سالم بود.
راستی عکس دختر خوشگل همسایه امون رو آوردم براتون. بگم ها ، قصد ازدواج نداره. اسمش بهاره.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت ۴:۸ ب.ظ توسط مرضیه
|
به نام خدا