جمعه از گتوند برگشتیم. دو روز کامل با یسنا بودم . تمام طول روز پیشم بود و براش شعر خوندم و بوسش کردم. اما هنوزم دلتنگشم. سارینا کوچولو - نوه دوم - رفته بود خونه ی پدر بزرگش.

76199144468783636398.jpg

اینم یسنای عزیز من. کمی قیافش پسرونه است. اما حرکاتش خیلی بامزه است.سارینای عزیزم نبود که عکش و بگیرم و بزارم. انشالا دفعه بعد.

54021708859255344066.jpg